دوباره سینه سنگینه ابوالفضلی شدم انگاربه قلب من اشاره کن غمُ از سینه ام بردار چقد اندوه تو سخته نه کوفه رفته ام نه شامیه دستم روی پهلومه می گیره دستمُ دیوار رقیه می شدم ایکاش غمتُ ارث می بردمسرت مهمون من می شد من از یه بوسه می مُردم من و اشکامُ باور کن چشمامو بیشتر تر کن مسیح من حسین مسیح من حسین می گن که عاشقی کردن تعارف ور نمی دارهاونی که حاجتُ می ده ابوالفضلِ علمداره ما حرفامون راحت تر می گیم به حضرت عباسامیر لشکرت مولا چه افتادس چقدر آقاس فقط من نه، همه هییت واسه زینب علمداریممدافع بوده و هستیم اونو تنها نمی ذاریم هزاران محسن آماده فدا دستان افتاده مسیح من حسین مسیح من حسینبرچسبها: شعر مانا مسافر, شعر مذهبی, شعر عاشورایی + نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۶ساعت 10:13  توسط آقای مانا مسافر
| شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر...
ما را در سایت شعر ها و ترانه های آقای مانا مسافر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 204 تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 12:20